از دیدگاه توانبخشی، تعادل در سکته مغزی یا حادثهی مغزی-عروقی صرفاً توانایی ایستادن در یک جا نیست. در عوض، به عنوان یک مهارت حرکتی پیچیده، پویا و قابل یادگیری مجدد در نظر گرفته میشود که برای استقلال عملکردی اساسی است.
سکته مغزی معمولاً شبکههای عصبی پیچیدهای را که شامل مخ، ساقه مغز، مخچه و مسیرهای حسی هستند، مختل میکند و منجر به نقصهای تعادلی خاصی میشود. توانبخشی بر ارزیابی این نقصها و آموزش مجدد سیستمها برای جبران یا بهبودی تمرکز دارد. تعادل در بیماران سکته مغزی موضوع مهم و حیاتی می باشد
در اینجا به تفصیل به بررسی تعادل از دیدگاه توانبخشی پس از سکته مغزی میپردازیم:

چرا تعادل در بیماران سکته مغزی مختل میشود؟
از دیدگاه بالینی، نقص تعادل پس از سکته مغزی چند وجهی است:
– اختلالات حرکتی در بیماران سکته مغزی
ضعف (همیپارزی) یا فلج در یک طرف بدن مانع از فعال شدن سریع عضلات یا با نیروی کافی توسط بیمار برای اصلاح از دست دادن تعادل میشود.
– اختلال حسی
مغز ممکن است اطلاعات دقیقی در مورد موقعیت اندام در فضا (حس عمقی) یا نحوه احساس زمین (حس لامسه) دریافت نکند. اگر بیمار نتواند زمین را “حس” کند، نمیتواند به طور موثر روی آن تعادل برقرار کند.
– نقصهای بینایی و ادراکی در بیماران سکته مغزی
شرایطی مانند همیآنوپی (کوری در نیمی از میدان دید) یا غفلت (نادیده گرفتن سمت آسیبدیده جهان) به این معنی است که بیمار نشانههای بصری را که به او کمک میکند تا به صورت عمودی جهتیابی کند، از دست میدهد.
– نقصهای شناختی افراد سکته مغزی
اگر بیمار توجه ضعیفی داشته باشد، تکانشگری داشته باشد (سعی کند خیلی سریع بایستد) یا آپراکسی (مشکل در برنامهریزی وظیفه حرکتی ایستادن) داشته باشد، تعادل خطرناک میشود.

2. اجزای کلیدی توانبخشی تعادل در بیماران سکته مغزی
کاردرمانگران و دیگر متخصصان توانبخشی با تقسیم آموزش تعادل به اجزای خاص، به آن میپردازند:
الف. تعادل ایستا در مقابل تعادل پویا
– تعادل ایستا
توانایی حفظ موقعیت (مثلاً نشستن یا ایستادن بدون تکیهگاه). در مراحل اولیه توانبخشی، این ممکن است شامل یادگیری نشستن روی لبه تخت بدون واژگونی به سمت ضعیف باشد.
– تعادل پویا در افراد سکته مغزی
توانایی حفظ ثبات در حین حرکت (مثلاً رسیدن به یک فنجان، راه رفتن، چرخیدن). این هدف نهایی برای حرکت در جامعه است.

ب. تقارن و تغییر وزن
یکی از ویژگیهای بارز سکته مغزی، وضعیت نامتقارن بدن (خم شدن به سمت قویتر) است. توانبخشی بیمار را مجبور میکند تا وزن را از طریق پای آسیبدیده بپذیرد
هدف این است که به بیمار آموزش دهید تا داوطلبانه مرکز ثقل خود را بدون ترس روی سطح اتکای خود تغییر دهد.
مثال: ایستادن و تاب خوردن به طرفین، یا دراز کردن دست سالم به جلو در حالی که پاها ثابت هستند.

ج. کنترل واکنشی در مقابل کنترل پیشبینی
– کنترل واکنشی (“گرفتن”)
اگر شما هل داده شوید، بدن شما به طور خودکار عضلات را منقبض میکند تا از افتادن شما جلوگیری کند (استراتژی مچ پا، استراتژی لگن یا استراتژی گام برداشتن).
پس از سکته مغزی، این پاسخها با تأخیر یا عدم وجود مواجه میشوند. توانبخشی شامل قرار دادن ایمن بیمار در معرض آشفتگیهای خفیف (فشار) برای بازآموزی این پاسخهای خودکار است.
– کنترل پیشبینی (“آمادگی”)
قبل از بلند کردن یک جعبه سنگین، بدن شما عضلات مرکزی بدن را برای آماده شدن منقبض میکند.
پس از سکته مغزی، بیماران ممکن است قبل از حرکت دادن بازوهای خود، عضلات مرکزی خود را “از قبل سفت” نکنند، که این امر میتواند باعث از دست دادن تعادل آنها شود.
3- نقش عضلات مرکزی بدن (کنترل تنه)
در توانبخشی سکته مغزی، عضلات مرکزی بدن به عنوان “پایه” حرکت اندام در نظر گرفته میشوند. کنترل تنه اغلب به شدت مختل میشود.
ارزیابی بیماران کاردرمانگران توسط کاردرمانی
درمانگران ارزیابی میکنند که آیا بیمار میتواند غلت بزند، بنشیند و تعادل خود را در حالت نشسته حفظ کند یا خیر.
آموزش به بیماران سکته مغزی
تمرینات بر فعال کردن عضلات عمقی شکم و پشت در سمت آسیبدیده تمرکز دارند تا بستری پایدار برای عملکرد دستها و پاها فراهم کنند.

4- آموزش وظایف عملکردی (رویکرد ویژه وظایف) به بیماران سکته مغزی
توانبخشی عصبی مدرن مبتنی بر نوروپلاستیسیته (توانایی مغز برای سیمکشی مجدد خود) است. مغز با تمرین وظایف دنیای واقعی بهترین یادگیری را دارد.
نشستن به ایستادن
این تمرین تعادلی از نظر عملکردی قابل انتقالترین است. این تمرین نیاز به حرکت دادن مرکز جرم به جلو و بالا با استفاده از هر دو پا به طور مساوی دارد.
آموزش راه رفتن
راه رفتن، افتادن کنترل شده است. درمانگران از میلههای موازی، تردمیل (با پشتیبانی وزن بدن) یا وسایل کمکی برای تمرین تعادل مورد نیاز در مرحله ایستادن (ایستادن روی یک پا) و مرحله تاب خوردن (حرکت دادن پای دیگر به جلو) استفاده میکنند.
۵. استراتژیهای جبرانی در مقابل بهبودی
توانبخشی بین بازگرداندن (بازگرداندن عملکرد آسیبدیده) و جبران (استفاده از روش/عضو متفاوت برای رسیدن به هدف) تمایز قائل میشود.
– تمرکز بهبودی
تشویق به استفاده از پای آسیبدیده برای ایستادن و تحمل وزن.
– جبران
اگر بهبودی متوقف شود، درمانگر به بیمار آموزش میدهد که از پای قویتر برای بیشترین حمایت استفاده کند، یا یک کمک خارجی (عصا یا واکر) برای افزایش پایه حمایت و بهبود ایمنی فراهم میکند.

6- مؤلفه روانشناختی: ترس از افتادن
یک مانع اصلی برای بازیابی تعادل، اضطراب پس از سکته مغزی است. بیماران سفت و “محافظت شده” میشوند زیرا از افتادن وحشت دارند. این سفتی در واقع تعادل را بدتر میکند.
رویکرد توانبخشی در موضوع ترس از افتادن در سکته مغزی
ایجاد محیطی امن که در آن بیمار بتواند بیثباتی را بدون خطر آسیبدیدگی تجربه کند و در نتیجه اعتماد به نفس خود را بازسازی کند.
خلاصه کلام در خصوص مشکلات تعادلی در بیماران سکته مغزی
از دیدگاه توانبخشی یک بیمار سکته مغزی، تعادل یک تعامل قابل یادگیری مجدد بین بدن و محیط است. کاردرمانگر به عنوان یک راهنما عمل میکند و وظایف پیچیده را تجزیه میکند تا توانایی مغز را برای پردازش اطلاعات حسی و اجرای دستورات حرکتی بازآموزی کند، با هدف نهایی این که به بیمار اجازه دهد زندگی روزمره خود را با خیال راحت و مستقل طی کند.



سلام، این یک دیدگاه است.
برای شروع مدیریت، ویرایش و پاک کردن دیدگاهها، لطفا بخش دیدگاهها در پیشخوان را ببینید.
تصاویر نویسندگان دیدگاه از Gravatar گرفته میشود.