کاردرمانی سنگ بنای توانبخشی پس از سکته مغزی می باشد. اهداف اصلی کاردرمانی در سکته مغزی، بازیابی عملکرد از دست رفته، پیشگیری از عوارض، ارتقای استقلال و بهبود کلی کیفیت زندگی بیمار سکته مغزی است.
در اینجا مروری جامع بر توانبخشی و کاردرمانی در بیماران سکته مغزی، بر اساس مرحله و رویکرد، ارائه شده است.

اهداف اصلی کاردرمانی پس از سکته مغزی
هدف اصلی و مهم توانبخشی و به خصوص کاردرمانی در بیماران سکته ای، کسب استقلا عملکردی در انجام فعالیت های روزمره زندگی می باشد.
1- کسب توانایی استقلال در فعالیت های روزمره زندگی
یادگیری مجدد نشستن، ایستادن، راه رفتن و انجام فعالیتهای روزانه.
2- جلوگیری از عوارض ثانویه:
آتروفی عضلانی، انقباض مفاصل، نیمه دررفتگی شانه، ترومبوز ورید عمقی (DVT) و زخمهای فشاری.
3- بهبود تحرک و تعادل فرد مبتلا به سکته مغزی
با انجام کاردرمانی در بیماران سکته مغزی، انجام فعالیتهای روزمره زندگی با حفظ تعادل، خطر زمین خوردن را در این بیماران کاهش میدهد.
4- درمان و توانبخشی سفتی عضلانی یا همون اسپاستی سیتی
یکی از چالشهای مهم در کاردرمانی بیماران سکته مغزی، وجود سفتی بیش از حد عضلات در عضلات همسترینگ، کشاله ران، خم کنندههای آرنج و انگشتان سمت آسیب دیده است.
رفع سفتی غیرطبیعی عضلات که میتواند عملکرد و استقلال فرد در انجام کارهای روزمره زندگی را بهبود ببخشد.
5- شکل پذیری مجدد و یا انعطافپذیری عصبی جدید
تمرینات توانبخشی و به خصوص کاردرمانی در بیماران سکته مغزی، سبب آموزش مغز برای سیمکشی مجدد خود و ایجاد ارتباطات جدید برای بازیابی حرکت جدید خواهد شد.

مراحل مداخله کاردرمانی پس از بیماری سکته مغزی
مرحله حاد (بلافاصله پس از سکته مغزی، بستری در بیمارستان)
پوزیشن دهی مناسب و قرار دادن بیمار در موقعیت مناسب بر روی تخت سبب جلوگیری از انقباض نامناسب، مدیریت تون عضلانی و محافظت از شانه آسیب دیده خواهد شد.
حفظ دامنه حرکتی مفاصل سمت آسیب دیده بیمار به صورت فعال و غیرفعال. تمرینات کاردرمانی در سکته مغزی در فاز حاد بیماری، سبب انعطافپذیری مفاصل و جلوگیری از سفتی و خشکی مفاصل خواهد شد.
آموزش تحرک و جابجایی در تخت: کاردرمانی در سکته مغزی در این فاز بیماری به بیمار آموزش غلت زدن، پل زدن و نشستن را خواهد داد. نحوه انتقال و تحرکت از تخت به صندلی با کمک اطرافیان انجام خواهد شد.
باز آموزی و آموزش حفظ تعادل در نشستن: شروع با نشستن با تکیهگاه آغاز خواهد شد و سپس به آرامی و با پیشرفت به تعادل ایستا بدون تکیهگاه خواهد رسید.
عملکرد تنفسی: در صورت نیاز تمرینات تنفس عمیق به بیمار آموزش داده خواد شد و سبب تقویت عضلات تنفسی و بین دنده ای بمار خواهد شد.
مرحله نیمه حاد/توانبخشی (توانبخشی بستری یا سرپایی اولیه)
تمرکزعمده کاردرمانی در سکته مغزی در این فاز، بازآموزی عملکردی فشرده می باشد.
مداخلات کاردرمانی در فاز نیمه حاد
1- آموزش تعادل: تعادل در حالت نشسته و ایستاده (ایستا و پویا).
2- تحمل وزن بر روی اندام ها: روی سمت آسیبدیده برای بهبود آگاهی (حس عمقی) و قدرت.
3- آموزش انتقال: پیشرفت به سمت استقلال.
4- آموزش راه رفتن: یادگیری مجدد راه رفتن. این ممکن است شامل استفاده از میلههای موازی، سپس پیشرفت به سمت واکر، عصا و در نهایت راه رفتن بدون کمک باشد. آموزش تردمیل (اغلب با پشتیبانی وزن بدن) رایج است.
5- آموزش قدرت عضلات اصلی بدن: آموزش می بایست برای هر دو سمت آسیبدیده و سالم انجام شود.
6- کاردرمانی به منظور بهبود عملکرد اندام فوقانی: آموزش و بازآموزی مهارت های حرکتی درشت و ریز با دست ها به صورت تکی یا دو طرفه برای دراز کردن، گرفتن و دستکاری.

مرحله مزمن/ادغام در جامعه (درمان طولانی مدت سرپایی/خانگی)
کاردرمانی در سکته مغزی در این فاز تمرکز اصلی اش بر بهبود مهارتها، تحرک اجتماعی و نگهداری طولانی مدت می باشد.
رویکردها و مداخلات کاردرمانی در فاز نیمه حاد
1- راه رفتن و تعادل پیشرفته: راه رفتن روی سطوح ناهموار، پلهها، جدولها و در محیطهای شلوغ.
2- تمرین استقامتی: آیجاد آمادگی قلبی عروقی.
3- ایمنی خانه و جامعه: ارزیابی و تطبیق محیط خانه.
4- انطباق با فعالیتهای ورزشی/تفریحی: بازگشت به سرگرمیها یا اشکال جدید ورزش.
5- پیشگیری از عود: آموزش در مورد سبک زندگی و ورزش مداوم.
رویکردها و تکنیکهای کلیدی مبتنی بر شواهد کاردرمانی در سکته مغزی
کاردرمانی مدرن بر اساس اصول “تکرار زیاد” تمرینات کاردرمانی، اختصاصی بودن نحوه انجام تمرینات و شدت تمرینات برای هر فرد سکته ای به صورت جداگانه برای ایجاد انعطافپذیری و شکل پذیری عصبی هدایت و انجام میشود.
رویکرد استفاده اجباری از اندام های ضعیف و یا فلج شده
با کمک و رویکردهای کاردرمانی در سکته مغزی، اندام سالم مهار میشود و استفاده از اندام آسیبدیده برای تمرین فشرده برای بیمار سکته مغزی اجباری میشود.
آموزش تردمیل با پشتیبانی وزن اندازی روی اندام های بدن
تمرین طوری به بیمار داده می شود که بیماردرصدی از وزن خود را هنگام راه رفتن روی تردمیل تحمل میکند تا الگوی راه رفتن و استقامت بهبود یابد.
آموزش وظیفه محور/ویژه وظیفه
تمرین مکرر وظایف معنادار و کاربردی (مثلاً بلند شدن از صندلی، برداشتن یک شیء).

رویکردهای تخصصی کاردرمانی در سکته مغزی از جمله درمان عصبی-رشدی
رویکردی پرکاربرد که بر مهار الگوهای حرکتی غیرطبیعی و تسهیل الگوهای حرکتی طبیعی از طریق تکنیکهای عملی تمرکز دارد. از جمله این رویکردها، رویکرد بوبت می باشد.
برنامه بازآموزی حرکتی
هدف از تمرینات کاردرمانی در سکته مغزی در این فاز و در اینجا، تاکید بر درک شناختی از وظیفه، تمرین و انتقال به زندگی روزمره تأکید می باشد.
درمان آینهای
استفاده از آینه برای ایجاد توهم بصری از اندام آسیبدیده که به طور طبیعی حرکت میکند، که میتواند به کاهش درد و بهبود حرکت کمک کند.
استفاده از تحریک الکتریکی عملکردی (FES) :
از جریانهای الکتریکی برای تحریک عضلات ضعیف یا فلج در طول یک کار عملکردی (مثلاً هنگام راه رفتن برای بلند کردن پا) استفاده میکند.
رویکردهای نوین در توانبخشی
واقعیت مجازی و درمان با کمک رباتیک از روش های جدیدی می باشند که می تواند به درمان و توانبخشی بیماران سکته مغزی کمک کند. با این رویکردهای واقعیت مجازی و یا واقعیت افزوده و رباتیک، بیمار تمرین تعاملی، جذاب و بسیار تکراری را در یک محیط کنترلشده را تجربه می کند.
اختلالات رایج همراه با بیماران سکته مغزی
همیپارزی/همیپلژی
بیماران سکته مغزی عمدتاً ضعف یا فلج در یک طرف بدن خود دارند. یعنی این که وقتی فرد سکته مغزی می کند، یک سمت بدن او یا فلج می شود و یا دچار ضعف و بی حسی می شود.

قوام و سفتی غیرطبیعی دست و پای فلج شده
شُل شدن (تون پایین) در اوایل، که اغلب به اسپاستیسیتی (تون بالا) پیشرفت میکند.
نقصهای حسی بیماران سکته مغزی
بیمرارن سکته مغزی با چالش کم حسی یا ضعف در حس عمقی (آگاهی از موقعیت اندام) روبرو هستند.
گم کردن و از دست دادن اندامهای فلج شده
بیمار سکته مغزی معمولاً از یک طرف بدن خود یا محیط اطرافش که ضعیف یا فلج شده است، بیاطلاع است و معمولاً در چند ماه اول پس از سکته مغزی، اندام خود را فراموش میکند یا به اصطلاح گم میکند. این مشکل بیشتر در دست و بازوی فلج شده دیده میشود.
آپراکسی در بیماران سکته مغزی
در کاردرمانی بیماران سکته مغزی با یک مشکل جدی و اساسی بعضاً روبرو هستیم و آن مشکل در برنامهریزی و اجرا فعالیت های حرکتی می باشد. یعنی این کهد بیمار در انجام حرکت دچار مشکل می شود که به نام آپراکسی و یا اختلال در برنامه ریزی مشهود و معروف است.

